شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

مقدمه 36

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

« ناگاه يك دو تن از آن سه چهار ديو خونخوار سوى آن شاه جهاندار شتافتند و سبك پنج شش سنگ گران بر سر شهريار هفت اقليم زدند تا طاووس روح و سيمرغ جانش بر بالاى قصر هشت بهشت و كنگره كبرياى نه آسمان در سلك آن ده مرد كه به عشره مبشره موصوف‌اند ، منتظم شد » . ص 39 « صيت مآثر شاهانه با بريد صبا و دبور ، چهار گوشه شش جهت هفت اقليم پيموده ، از اوج فلك هشتم و قبه گردون نهم تجاوز نمود » . ص 55 6 - جناس « به حدود اسياف ، خدود اشراف مىشكافتند و به نوك مفاصل ، مفاصل اماثل مىگشادند تا اغلب آن جمع بر عرصه نبردگاه ضجيع تراب و اكيل غراب شدند . ص 178 7 - موازنه و مترادفات « وقت است از اين مصيبت هائل و رزيت بيمناك آيينهء قمر بىنور گردد و دست عطارد قلم شود و نزهت ناهيد از اين عزا از پرده بيفتد و تيغ آفتاب در قراب تورات بالحجاب زنگار گيرد و حسام احتشام بهرام خون‌آشام در نيام شكسته شود و محكمه بر مشترى تنگ‌تر از حلقه انگشترى آيد و ايوان كيوان به دوده اندوده گردد » . ص 44 « آيينه فكرت را از زنگار . . . زدوده و صافى و روشن و منجلى دارد » . ص 76 « طهمورث ديوبند ، خسروى بود خردمند و خديوى اختر بلند ، پادشاهى به عدل و انصاف موصوف و جهاندارى به داد و دهش معروف ، به همت ، بحرى موج زن كه در كثرت نوال از قلّت مال نينديشد و به تهوّر سيلى كوه كن ، كه هنگام تصادم از فراز و نشيب نپرهيزد و روز عطا و بخشش چون ابر بارنده همه لطف ، و گاه نبرد و كوشش چون شير درّنده همه عنف » . ص 90 « گفت : سبب وقوع اين حادثه و حدوث اين واقعه ترك فرمان و اهمال در امتثال امر من بود » . ص 215 . 8 - تضمين آيات و احاديث 1 - گاه آيه به نوعى در نثر تضمين مىشود كه گويى دنباله كلام است .